فوتبال به سبك ايراني

همه چیز اما بیشتر فوتبال

کنیا

برانکو ایوانکوویچ مربی بدی نبود. البته دقیقا تا روزی که تیم ایران به جام جهانی آلمان راه یافت.

از زمانی که تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی ۲۰۰۶ راه پیدا کرد به ناگهان برانکو هم چهره واقعی خود را آشکار کرد. فردی یکدنده و لجباز که حاضر به گوش دادن به حرف هیچکس نبود و خود را عقل کل میدانست.

و همه ما در نهایت نتیجه این رفتار را هم دیدیم. زمانی که پس از پایان جام جهانی وی دیگر جرات پا نهادن به خاک ایران را نداشت و بعد از مدتی اصولا اعلام شد که او پیش از بازی با آنگولا اخراج شده بوده است!

از دیگر نتایج اعمال او سقوط جایگاه علی دایی در دیدگاه مردم از حد یک اسطوره فوتبالی تا عاملی برای تمسخر و ساخت بلوتوث و .... بود.

یکی از کارهای مضحک برانکو انجام بازی دوستانه با پاناما آنهم درست پیش از بازی با بحرین بود و مضحک تر از آن توجیه ایشان برای برقراری این بازی:پاناما هم مثل بحرین چرک بازی میکند.

با این توصیف از شاگرد خلف برانکو نباید بیش از این انتظار داشت که پیش از بازی با عربستان از بازی با تیمی چون کنیا حمایت کند و جالبتر از آن نتیجه گرفته شده در این بازی بود.

ایران تنها با یک گل آنهم از روی نقطه پنالتی تیمی چون کنیا را شکست داد آنهم در حالی که به گفته مربی این تیم کنیا حتی از حضور لژیونرهایش هم محروم بود.

به نظر شما آیا باید به کارهای دایی همچنان خوشبین بود؟