فوتبال به سبك ايراني

همه چیز اما بیشتر فوتبال

بخت

بخت با علی دایی یار بود که مارک شیلد در نیمه اول بازی ایران با عربستان آن خطای پنالتی را به سود حریف نگرفت. بخت با علی دایی یار بود که از چند مو قعیت طلایی عربستان در طول بازی هیچ یک به گل تبدیل نشد. بخت با علی دایی یار بود که نکونام و شجاعی از چندی پیش در یک باشگاه در اروپا همبازیند و یکدیگر را به راحتی در زمین پیدا میکنند وگرنه این مربی کم تجربه و کار نابلد که از همین آغاز کار خود را با کلمنته قیاس میکند و چیزی جز گرته برداری از روشهای برانکو در چنته ندارد باید پس از آن وعده ها در مورد پیروزی بر عربستان دست از پا درازتر به کشور بازمیگشت و طبق معمول هزار و یک دلیل منطقی و غیر منطقی برای شکست تیم ملی مطرح میکرد.

چه حس دوگانه و ناخوشایندی بود وقتی با تمام وجود آرزوی پیروزی تیم ملی کشورمان را داشتیم و از سوی دیگر میدانستیم این پیروزی جایگاه شخصی چون دایی را در تیم ملی فوتبال محکمتر خواهد کرد.

دایی و حامیانش در فدراسیون فوتبال بدانند که او همیشه اینقدر خوش اقبال نخواهد بود.

در روزی که تاکتیکها و تعویضهای عجیب و غریب دایی حتی کارشناسی چون امیر حاج رضایی را هم گیج کرده بود، تیم ملی فقدان شجاعت و شوتهای سهمگین کریم باقری، سانترهای مواج مهدوی کیا، ضربات ایستگاهی ایمان مبعلی و دریبل های علی کریمی و مهمتر از همه یک مربی کاربلد بر روی نیمکت را فریاد زد.

مگر باز هم خدا به داد تیم ملی فوتبال ایران برسد.