فوتبال به سبك ايراني

همه چیز اما بیشتر فوتبال

فوتبال ما

فدراسیون فوتبال ما کارهایی میکند کارستان، کارهایی که به قول عادل فردوسی پور فقط در فوتبال ما دیده میشود. گرچه شروع برخی از این کارهای اشتباه از دوره ریاست روسای پیشین فدراسیون بوده ولی متاسفانه آقای کفاشیان نه تنها گامی برای بهبود اوضاع برنمیدارد بلکه در حال افزایش مشکلات است. برخی از این مشکلات عبارت است از: 1.دو گروهی کردن لیگهای دسته اول و دوم که در تقریبا در همه سالها در نهایت به جنجال کشیده شده است. از درگیری راه آهن و صنعت نفت گرفته تا مشکلات مربوط به بازی علی انصاریان در سایپا در بازیهای پلی آف و غیره. حتما بیاد دارید دو سال پیش را که پگاه با وجود کسب نتایجی قابل تحسین در لیگ یک صرفا به دلیل بد شانسی و شکست در پلی آف به لیگ برتر راه نیافت ضمن اینکه امسال هم هیچ یک از تیمهای اول دو گروه راهی لیگ برتر نشدند. 2.امکان خرید و فروش امتیاز تیمها آنهم با هر شرایط واقعا از عجایب دنیای فوتبال است. شکی نیست که تیمی همچون فولاد خوزستان صلاحیت حضور در لیگ برتر را دارد اما وقتی این تیم طبق قانون (هر چند قانونی نادرست) در پلی آف شکست خورده دیگر حق حضور در لیگ برتر را ندارد. آیا به راستی ارزش زحمات چند ساله بازیکنان و کادر فنی سپاهان نوین در شروع از صفر و رساندن تیمشان به لیگ برتر تنها چهار میلیارد تومان بود؟ آیا اگر تیمی ثروتمند در حال حاضر به فرض امتیاز یکی از تیمهای استقلال، پرسپولیس یا سپاهان را بخرد واقعا صلاحیت حضور در جام باشگاههای آسیا به عنوان نماینده ایران را دارد؟ 3.قانونهای جدید فدراسیون فوتبال در منع استفاده از دروازه بانهای خارجی و خرید بازیکنان خارجی دارای سابقه ملی در جهان فوتبال پیشرفته جایی ندارند (البته جز اجرای قانون دوم در لیگ برتر انگلستان) و ظاهرا از قوانین امارات گرته برداری شده اند! آیا فوتبال کشوری همچون ایتالیا از حضور دروازه بانی همچون «دیدا» ضربه خورده است؟! آقایان! همچنان که آب مسیر خود را باز میکند و سنگها قادر به جلوگیری از مسیر آن نیستند جوانان مستعد هم در شرایط سخت تر با تلاش بیشتر خود را به آنانی که باید، میشناسانند و اتفاقا حضور رقبای قویتر بر انگیزه آنان خواهد افزود. جالب آنکه تیمهای قهرمان و نایب قهرمان فصل پیش و نیز هیچ یک از فینالیستهای جام حذفی (البته به جز ایلیچ که اتفاقا به دلیل نیمکت نشینی از سوی یک جوان ایرانی و بومی در میانه لیگ مفقودالاثر شد) هیچکدام از دروازه بان خارجی سود نمی بردند. 4.هر بار قرار است تغییری در کادر فنی تیم ملی فوتبال پدید آید نخستین پرسش این است: سرمربی داخلی باشد یا خارجی؟ در حالی که این پرسش اصولا نادرست است! آیا اینکه چه مهری بر پاسپورت یک مربی خورده باشد به خودی خود دارای ارزش است؟ یک کارگر افغان هم خارجی است پس آیا گزینه مناسبی برای سرمربیگری تیم ملی فوتبال است؟! یا توان و استعداد مربی فارغ از مکان تولد او حرف اول را میزند؟ به امید روزی که یک مربی شایسته سکاندار تیم ملی فوتبال ایران باشد. 5.سرانجام، قانون جدید فدراسیون مبنی بر منع حضور بیش از دو تیم از هر استان در لیگ برتر واقعا از عجایب است. آقایان! وقتی جوانان یک استان دارای دو تیم در لیگ برتر میدانند دیگر تیمی از استان آنان حق شرکت در لیگ برتر را نخواهد داشت با چه امیدی در لیگ دسته اول به میدان بیایند و تلاش کنند؟ آیا این قانون جز ناامیدی تیمهای استانهای فوتبال خیز ثمر دیگری هم دارد؟ یعنی دیگر تیمهایی چون صنعت نفت آبادان، چوکای تالش، بسیج مقاومت فارس، و.... باید برای صعود به لیگ برتر تنها منتظر سقوط یکی از تیمهای هم استانی به لیگ دسته اول باشند؟ میدانید این انتظار برای تیمهای تهرانی برای سقوط سرخابی ها تا کی میتواند طول بکشد؟! اگر یک تیم تهرانی از دسته اول صعود کرد و در دیگر استانها مشتری نیافت تکلیف چیست؟ بیایید همه برای فوتبال ایران دعا کنیم.