فوتبال به سبك ايراني

همه چیز اما بیشتر فوتبال

پیشرفت

سلام این بار فقط یک پرسش ساده دارم: چرا بسیاری از ایرانیان مقیم خارج از کشور در آنسوی آب به درجات بالای علمی و هنری و ... میرسند اما در داخل کشور چنین خبری نیست یا کمتر هست؟ من به این پرسش و پاسخ آن خیلی فکر کردم و به چند جواب مختلف از چند دیدگاه مختلف رسیدم. یکی اینکه در داخل کشور اصولا امکان رسیدن این افراد به برخی از این مراحل وجود نداشت.آنهم نه فقط در مورد افرادی مثل ملودی مکس و فیلمهای پورنوگرافیش. نمونه زنده اش همین دی جی آلیگاتور خودمان که اگر به جای رفتن به دانمارک در ایران مانده بود آیا اصلا امکان ساخت چنین موسیقی هایی برایش فراهم بود؟ (تصور کنید کدامیک از خوانندگان مقیم ایران میتوانند ترانه های خود را با آهنگهای علی مواسات یا همان دی جی آلیگاتور هماهنگ کنند؟!) مورد دیگر وجود امکانات بسیار بیشتر و متنوعتر و پیشرفته تر برای هر گونه سلیقه در آنسوی مرزهاست.فکر کنید یک نفر از ما (منظور از ما افراد داخل ایران است) بخواهیم مطلبی تحقیقی فرضا درباره کشور "بلیز" در آمریکای مرکزی بنویسیم. از کجا باید منبعی برای این تحقیق پیدا کنیم؟ چی؟ اصلا اسم این کشور را هم نشنیده بودید؟ خب دیگه بدتر! حالا شانس آورده ایم که چند سالیست که اینترنت توی شهرهای مختلف کشور راه افتاده وگرنه اوضاع از اینهم خرابتر بود. دست کم الان میتوانیم از اینترنت تا حدودی استفاده کنیم (جالب اینکه همین منبع جالب توجه گه گاه با چنان تنگ نظری روبرو میشود که بقول ظریفی پر بیننده ترین سایت در ایران این صفحه است "مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد"! شاید باور نکنید اما چندی پیش سایت وزارت بهداشت و درمان هم برای مدت کوتاهی فیلتر شد چون مسئولان مربوط به نرم افزارشان دستور داده بودند هر سایتی از واژه کاندوم استفاده کرده بود فیلتر شود!). و اما یکی از مهمترین دلایل پیشرفت بیشتر ایرانیان مقیم خارج از کشور وجود امکانات بیشتر برای افراد مایل به تحقیقات در هر زمینه است که از سوی منابع گوناگون به سادگی در دسترس افراد قرار داده میشود. یادم هست که روزی فرزند مرحوم پروفسور حسابی تعریف میکردند در نخستین روزی که پدرم به عنوان شاگرد استاد آلبرت انیشتین مشغول به کار میشود ناگهان متوجه دسته چکی میشود که در کشو میز قرار داشته و آنرا به استاد تحویل میدهد و میگوید:استاد ظاهرا این از شاگرد قبلی جا مانده است! اما استاد میخندد و میگوید: نه این دسته چک برای این است که اگر به وسیله ای برای تحقیقاتت نیاز داشتی با کشیدن چک به حساب دانشکده آنرا تهیه کنی! یکی از دردناکترین جملاتی که در این باره شنیدم از زبان محمد رضا گلزار در فیلم "کما" بود: وقتی تحقیقمو برای چند تا از دانشگاههای ایران فرستادم همشون گفتند برو بگذارش در کوزه آبشو بخور اما وقتی فرستادمش برای چند تا از دانشگاههای اونطرف همه شون پشت سر هم برام دعوتنامه فرستادن! البته از حق نباید گذشت. در داخل کشور هم تحقیقات مختلفی انجام میشود. از جمله شبیه سازی گوسفندی بنام رویانا که سالها پس از کهنه شدن این آزمایشها در کشورهای مختلف اتفاق افتاد. یا داروی آیمود که ابتدا به عنوان داروی درمان ایدز مطرح شد و سپس به عنوان یکی از عوامل کمک کننده به بهبود وضعیت مبتلایان به این بیماری معرفی شد واکنون نیز مدتهاست که دیگر هیچ خبری از آن نیست. و اما مهمتر از همه: حل مسئله بغرنج مدالهای اتمی انیشتین که یادتان هست؟!!