فوتبال به سبك ايراني

همه چیز اما بیشتر فوتبال

دبوتر

عمه ام تعریف میکرد که با ماشین یکی از اقوام به سفر میرفتیم که

اتفاقا در کنار جاده متوجه چند کلاغ شدیم.

پسر دو سه ساله صاحب ماشین را صدا زدم و گفتم:بیا اون کلاغها را ببین!

با لهجه کودکانه اش گفت:نخیر اونا دبوترند (کبوترند)!

گفتم:نه ببین بالهاشون سیاهه! اونا کلاغند.

با تحکم گفت:نه! دبوترند!

نمیخواستم سر چنین موضوعی با یک بچه جر و بحث کنم پس گفتم:آره کبوترند!

چند دقیقه بعد متوجه شدم که هر چند لحظه یکبار بهم نگاه میکنه و پوزخند میزنه.

گفتم:چیه؟چی شده؟

گفت:دیدید دولتون (گولتون) زدم؟ اونا ملدابی (مرغابی) بودند!!!!