فوتبال به سبك ايراني

همه چیز اما بیشتر فوتبال

 

در كشور ما سانسور هم مثل بسياري از چيزهاي ديگر حالت كاملا سليقه اي پيدا كرده است به گونه اي كه پخش بخشي از يك فيلم خارجي يا حتي ايراني از سوي يك مسؤول بلامانع و از سوي ديگري ممنوع ميشود و به همين دليل بارها شاهد بوده ايم كه در يك فيلم صحنه هايي سانسور شده و در پخش مجدد آن فيلم نمايش داده شده اند(مثلا در فيلم محمد رسول الله) يا عكس اين امر رخ داده است(مثلا در فيلم رقصنده با گرگ).

اما سانسور در ايران ابعاد مضحكتري هم دارد

از تغيير نام يك فيلم گرفته (مثلا فيلم تنها راه مردن است وقتي براي دومين بار از تلويزيون پخش شد به فيلم بن بست تبديل شد) تا تغيير اسم كاراكترها(مثلا تبديل جمال به سايمون در شواليه سياه) يا حتي صحنه اي از فيلم ديگران كه مسؤولين تلويزيون لطف كرده و براي نيكول كيدمن لباس دوخته بودند!!

يك فيلم خارجي با سانسور فراوان در سينماهاي ايران پخش ميشود چندي بعد با سانسور چند صحنه ديگر اين فيلم وارد كلوپ هاي پخش محصولات فرهنگي شده و مدتي بعد با حذف چند صحنه ديگر از تلويزيون پخش ميشود در حالي كه از مدتها پيش علاقمندان به هنر هفتم به طرق گوناگون همين فيلم را به صورت كامل به دست آورده و تماشا كرده اند و همين امر يكي از دلايل فروش ناچيز فيلمهاي خارجي در سينماهاي ايران نيز ميباشد

نكته جالب تر سانسور فراوان فيلمهاي ايراني است!براي نمونه در پخش فيلم گردباد از كامران قدكچيان از تلويزيون، بخش مهمي از پايان آن حذف شده بود به گونه اي كه پايان داستان به طور كلي تغيير كرده بود!

 جمعه گذشته با علاقه فراوان به تماشاي فيلم سينما پاراديزو از شبكه سه نشستم اما سانسور وحشتناك فيلم مرا از وقتي كه صرف كرده بودم پشيمان كرد و تصميم گرفتم جمعه شبها به جاي تماشاي« صد فيلم» زودتر بخوابم تا صبح شنبه سرحالتر به محل كارم برسم

آيا بهتر نيست وقتي مي بينيم فيلمي امكان پخش از تلويزيون را ندارد به جاي سانسورهايي كه گاهي معناي فيلم را از بين ميبرد اصولا به سراغ فيلم ديگري برويم؟

مطمئننا علاقمندان به يك فيلم خاص در اين عصر ارتباطات به سادگي ميتوانند نسخه كاملي از فيلم مورد علاقه خود را پيدا كنند و نيازي به تماشاي اين نسخه هاي پر از سانسور ندارند